محمد بن حسين البيهقي
1044
تاريخ بيهقى ( فارسي )
اشك مىريزى كه اگر نامش را بر زبان آرم بيقين اندوه و دشوارى از بخت ناسازگار بهرهء تو خواهد شد - در مصراع دوم بيت دوم همان گونه كه مرحوم دكتر فياض در حاشيه نوشتهاند « اندوه و دشوارى » ظاهرا درست مىنمايد ( 9 ) - معنى مصراع : رفته بازنمىآيد و آمده بازنمىگردد ( 10 ) - خيره : بيهوده ( 11 ) - معنى بيت : شگفتا ! جهان را مىخواهى بكام دل هموار و سازگار كنى ؟ مگر غافلى كه اين جهان است و هموارى نمىپذيرد ( 12 ) - مستى : بضم اول و سكون دوم شكوه و شكايت و گله ( 13 ) - بهانه : عذر و سبب ( 14 ) - بيازارى : برنجى يا رنجه شوى ، در اينجا بوجه لازم به كار رفته است ( 15 ) - گماشته : موكل ، صفت مفعولى ، مسند ( 16 ) - دل بگمارى : دل ببندى ( 17 ) - كسوف : بضم اول گرفتن ماه و آفتاب ( 18 ) - تارى : تاريك ( 19 ) - مرحوم دكتر فياض در حاشيه نوشتهاند : « ترسم » در مصراع اول به نظر من « بر رسم » بوده است و معنى بيت آن مىشود كه : چه اين سخن را از من بپذيرى ، چه نپذيرى مصلحت آن است كه بر رسم هميشه « مى به يارى و بگسارى » و بيت بعد تعليل اين مطلب است يعنى اين براى شكستن سپاه غم است و ظفر ندادن بر خويشتن ( 20 ) - وفق : بفتح اول و سكون دوم سازوار و موافق و مطابق - معنى جمله : با آن يعنى با مصيبت مرگ امير شهيد احمد بن اسماعيل سامانى ( 295 - 301 ) كه رودكى در اين قصيده بيان كرده است مطابق و برابر نتوان شمرد ص 931 ( 1 ) - ترجمهء عبارات عربى : دلها و قلبها را داغ نهاد و پاره پاره كرد و جانها و جگرها را خست و سوخت و سينهها را با اندوهى كه رساند تنگ گردانيد و در چشمها با بيمى كه به آنها رسيد خاشاك افكند و سينهها را از ترس پر كرد و خردها را سخت پراگند و گونهها را مجروح و اشكها را ريخته و نيروها را سست و راهها را مسدود كرد ، چه آن فقيد بزرگ بود و چه آن در نهانگاه گور خفته بزرگوار ! و همانا من به آواز بلند بر او مىگريم بدان گونه كه ستودگيها بر او گريه مىكنند و او را به همراهى ستارگان درخشان مرثيه مىگويم و به همراهى بزرگواريها و نيكيها در مرگ او مصيبت زده مىشوم و او را مىستايم ، چنان كه كوششها و آثار نيك مىستايند ، اگر فرودآمدن مرگ از چيزهائى بود كه بخواسته و ياران بلهبهگوشها و چشمها ممكن مىشد از آن رها گشت و سر بها داد ، هرآينه نزد آزادگان براى اين مهتر سر بها يافت مىشد تا جان وى با دادن آن رهائى داده شود ، مطلب اين است و با ايمان به خدا هيچ مصيبتى و با اقرار به قرآن هيچ سختى و اندوهى نيست و كتاب خدا براى خواندن مصيبتزدگان به شكيبائى بسنده است و عام بودن مرگ تسليتبخش و همانا خداوند ، ياد وى گرامى باد ، سنگينى بار مصائب را سبك گرداند و در رويدادهاى اندوهبار خرسندى و بىغمى پديد آورد با ياد كردن فرمان خود ( انك ميت و انهم ميتون ، تو همانا ميرندهاى و همانا آنان